تبليغاتX
chavoll - اعتراض نكردم
به گوشم رسيد رفت و اعتراض نكردم
دستم از پشت بست و اعتراض نكردم
آتشي با شعله اش گفت و تمام سوختم
سوختم بي نفت و اعتراض نكردم
خنديدم و تبريك در دستهايم زلزله شد
عجيب هفته شد هفت و اعتراض نكردم
زخم دلم تازه شد و خار به ديده ام خزيد
يار شد خار پرست و اعتراض نكردم
+ نوشته شده توسط MraS در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 و ساعت 14:55 |