ياد ديروز شلوغ
من و تو يك نفريم
گرچه اندوه تو با من تر شد
جرم تو چيست نميدانم من؟
تو نگفتي سردي. تو مگر سردت نيست
تب گرمت جاريست
ياد ديروز به دل غوغا كرد.
اشك ميلاد من است
اينكه در رگهايم
جوي اميد روانست!
دروغيست بزرگ
بخدا گل دادم
گل اميدم مرد
ياس من ريشه زده
اشك تو ريشه ي اميد مرا شست ولي
طاقت گرم من اما فرسود
بخدا يخ زده ام
لحظه ام سرد شده
كاش امروز ببارد اشكي
اشكي از فرش سماء
باران فصل من است
اشك ميلاد من است.
+ نوشته شده توسط MraS در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386 و ساعت
12:58 |

