تبليغاتX
chavoll
محليات يا شايد چاول

كشكي از نو.بتو مو وگشتم
كشكي از پلي تو اصلن نيشتم
كشكي همه شو بي افتو همه خو بي
مو دامن پرچين اشكم مث او بي
كشكي كه سيا بي ميناي قشنگت
يا كه مث دريا چشماي پلنگت
عكس تو مو قاب امكه توي كنج حالن
افسوس كه وقتي يي ساعتم شلالن
پروانه بدم نندي حالا ديگه ديراندي
مجنون و گنا وله دلخوش به خني نندي

 

شارجه 12:40 پنجشنبه شب

+ نوشته شده توسط MraS در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 و ساعت 15:42 |
شايد ديروز
روزگاري نه مثل امروز
اگر گفتم تبريك
يعني خوابم.نميفهمم
نه اينكه خوشحال
رفتنت خنده دار نيست
هر كس سيب خود را ميخورد
  شايد دروغ است
بفكرم من خوابم
روي چمن خاطرات شايد با تو
خدا كند

عصرهاي زيرائي و
شام گريه
خنده ممنوع
انبوه غم آزاد
همين الان
روي ضلع ديروز سوختم
ساده باختم

+ نوشته شده توسط MraS در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 و ساعت 15:32 |
افسوس كه عاشقي تكراريست
در منتظرت سوختنم تكراريست
بارانزده و خيس تو بودم ليكن
هم رنگ شب و سياهيت تكراريست

 

دبي ساعت ۱۰ سه شنبه شب
 

+ نوشته شده توسط MraS در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 و ساعت 15:5 |
به گوشم رسيد رفت و اعتراض نكردم
دستم از پشت بست و اعتراض نكردم
آتشي با شعله اش گفت و تمام سوختم
سوختم بي نفت و اعتراض نكردم
خنديدم و تبريك در دستهايم زلزله شد
عجيب هفته شد هفت و اعتراض نكردم
زخم دلم تازه شد و خار به ديده ام خزيد
يار شد خار پرست و اعتراض نكردم
+ نوشته شده توسط MraS در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 و ساعت 14:55 |
به من بگو بهار كو بسته شده راه گلو گريه شده هر آرزو ديده و عشق به جستجو قلب به درد گرفته خو نرگس من نداره بو به من بگو بهار كو شارجه 12:10 يكشنبه شب
+ نوشته شده توسط MraS در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 و ساعت 14:50 |